۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

آغاز / من واقعی / میریام





بالاخره اومدم تهران و مستقر شدم – تو دوران کنکورِ ارشد یه بلاگ داشتیم به اسم پشت کنکوری ها، هر کسی با اسمی توش مطلب میذاشت و نظر می داد ، بیشتر اسم ها مستعار بودن ، اما تعدادی هم اسامی اشخاص وجود داشت که فکر می کردم واقعین – اما حالا که اکثریتمون قبول شدیم دارم میبینم مثل این که من جزءِ معدود افرادی بودم که با اسم واقعیم توش مطلب میذاشتم و نظر میدادم – برام جالب بود . البته کسانی هم بودن که با اسم واقعی بودن، اما اونایی که بیشترین فعالیت رو داشتم اسامی مستعار بودن ...
حس می کنم یکی از بزرگترین دلایلی که می تونه باعث شه از خودم فاصله بگیرم همین اسم مستعاره – که اسمی رو خودم بذارم که نیستم – حس می کنم شخصیتم چند تیکه میشه....
میریام هم منشا اسم مریم هست که یه کلمه ی عبری هست که وقتی به عربی وارد شد به مریم تبدیل شد – یکی از شخصیت های کتاب مقدس هم هست...

* میریام معروف به مریم یاغی یا مریم تندخو (عبری:מִרְיָם) نام یکی از شخصیت‌های نام‌برده در انجیل، کتاب مقدس مسیحیان است.
مریم یاغی خواهر موسی و هارون، دو تن از پیامبران نام‌برده در کتاب‌های دینی سامی بود. مریم از موسی بزرگ‌تر و از هارون کوچک‌تر بود.
بنا به روایت عهد عتیق، بعد از تولد موسی، یوکابد(مادر موسی) فرزندش را سه ماه مخفی نگاه داشت و سرانجام او را در زنبیل قرار داده و در میان نیزار کنار رود نیل رها کرد، آسیه(دختر فرعون-در قرآن همسر فرعون) که مشغول شستشو در رودخانه بود،پسر را در زنبیل دید و دلش به حال او سوخت. «مریم» این وقایع را مشاهده کرد و به «آسیه» پیشنهاد کرد تا زنی از عبرانیان را فرابخواند که کودک را شیر دهد. پس از موافقت آسیه، مریم نیز مادرش را برای شیر دادن به موسی به قصر فرعون آورد(خروج ۱۰:۴:۲)
پس از خروج بنی اسرائیل از مصر، چون مریم و هارون، «موسی» را برای ازدواج زن کوشی سرزنش کردند، مریم به «پیسی»(نوعی بیماری پوستی) مبتلا شد، که بر اساس تورات مجازات یهوه بوده است.
بر اساس سفر اعداد، موسی به فرمان خداوند مریم را به مدت هفت روز در اتاقکی زندانی کرد و پیوستن او را به منزل بنی‌اسرائیل ممنوع کرد. پس از هفت روز، موسی نزد خداوند، خواهرش را شفاعت کرد و در پنج کلمه دعا نمود: «خدایا،او را شفا ده»(اعداد ۱۲). پس از دعای موسی،مریم شفا یافت.
مریم در قادش مرد و در همان‌جا مدفون گشت.

 .

۹ نظر:

  1. تبریک میگم تولد وبلاگتو مریم جون
    من محافل غیر رسمی فلسفه علمیو دوس دارم. خودم هم دوس دارم حرفای دلمو تو یه وبلاگ بنویسم اما چون مطمئنم ادامه ش نمیدم برا همین اقدامی نمی کنم!
    در مورد اسم مستعار نمی شه گفت اینکه شما تو محیطای مجازی اسم مستعار نمی ذارین ، بهتر از مرموز بودنه.اینم یه نوعشه! اما فکر می کنم با هویت واقعی ات همه جا مطلب بنویسی شجاعتش بیشتر از هویت پنهانیه.مسئولیتش بیشتره و در واقع حتی در محیطهای مجازی هم مثل دنیای واقعی باید مواظب رفتار و حرفات باشی. من خودم شخصا راحتی و بی مسئولیتی اسم مستعارو در محیط وب ترجیح میدم. هر چند الان بین جمع پشت کنکوری سابقمون! من یه آشنای قدیمی ام و خیلی مستعار نیستم. هر چند همه اسم واقعیمو ندونن.

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام مریم جان منم تبریک میگم
    اما دلیل من برای انتخاب نام مستعار اصلا مرموز بودن وناشناخته موندن نبود .پونه عزیزوجناب سیاوش شاهدان این مدعان چون در برخوردهای اول خودم رو معرفی کردم .یکه از قانونهای زندگی من اینه "اگه حرفی بده یا ممکنه کسی رو ناراحت کنه اصلا نباید گفت چه کسی بشناسدت چه نشناسه."
    به قول پونه شاید چهرههامون برای همدیگه تازگی داشته باشه ولی همدیگرو میشناسیم وتطابقش خیلی سخت نیست مخصوصا اگه مشاهداتت بهتر از تصورات ذهنیت باشه.
    راستی میدونی منم همنام خودتم(اینم یه دلیل دیگه برای نام مستعار)

    پاسخ دادنحذف
  3. دوستاااااای عزیزم منظور من این نبود که کارتون درست یا غلط بوده - فقط نظر خودمو گفتم و احساسمو - راجع به خودم - که اینجور وقتا حس خوبی بهم نمیده - یعنی اگه خودمو با اسم مستعار جایی معرفی کنم - حس چند تیکه گی بهم دست میده - یه جور حالت روانیه - همین
    خوشحاااااااااالم که دوستای خوبی مثل شماها دارم

    پاسخ دادنحذف
  4. منم قصد اصلاح یا هر چی نداشتم مریم جون
    فقط دوس داشتم در مورد یه کوچولو بحث کنم. بالاخره فلسفیدنو باید از همین بحثای عادی شروع ککنیم دیگه ;)

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام مریم جون
    مبارک باشه
    کار خوبیه
    راستش منم در مورد اسم مستعار و این جور بحثا نظرم اینه که خب آدم که اسم خودش رو خودش انتخاب نمی کنه
    البته می تونه بگه که دیگران اونی که دوستش دارن صداش کنن
    ولی توی دنیای مجازی می تونی خودت اسم خودتو بذاری
    جالبه
    ولی برای بحثای علمی درد سر می شه
    مگر اینکه همه دوستات بشناسنت

    پاسخ دادنحذف
  6. یه چیز دیگه منم یه سری توی بلاگر وبلاگ داشتم
    اتفاقا همین تمپلیت رو هم روش گذاشته بودم اینه که منو یاد اون روزا می اندازه
    ولی یه سوال
    من نمی تونم با فونت تاهوما پست بذارم
    چه جوری این کار رو کردی؟

    پاسخ دادنحذف
  7. ممنوووون بچه ها - الهه جان می تونی با هر فونتی تو word بنویسی بعد کپی پیست کنی بلاگر - اینجوری تاهما باقی می مونه - فقط یه ارور میده که از کدای html بلاگر نیست - که تو توجه نکن و تایید رو بزن

    پاسخ دادنحذف
  8. با سلام
    در کنکور دو سال قبل که سوالات خارج از منابع بسیار دادند و سبب شد من و چندی از دوستان از گردونه رقابت خارج شویم.
    ابتدا معمولا به نامهای خود مطلب مینوشتیم. اما وقتی دیدم همه به نامهای کوچک و یا مستعار می نویسند من هم چنین کردم.

    من در زمان شاه بدنیا آمدم، وقتی پدرم برای گرفتن شناسنامه مراجعه کرد، و نام امیر را خواست بر من بنهاد، گفتند: امیر اسم شاه است و امیر به تنهایی نمی توانی بگذاری! یا باید اسم ترکیبی استفاده کنی مثلا امیراحمد، امیر حسین و ... یا کلا اسم دیگری بگذاری. پدرم اسم دیگری برایم گذاشت، اما هیچگاه در خانواده، فامیل یا دوستان اسم شناسنامه ایم را استفاده نکردند.
    در مدرسه، دانشگاه، خدمت و ... همیشه از نام فامیلم استفاده می کردم و نام شناسنامه ایی برایم کاملا بیگانه است!!!

    سالها پیش فیم رستم و سیاوش را سینماها نشان می دادند، دوبله و صحنه های آن را کلی جابجا کرده بودند!
    سیاوش برایمان سمبل پاکی ایرانی اصیل بود.

    من هم به بخشی از فرهنگ و اسامی ایرانی علاقه دارم و با توجه به اینکه شاید بنوعی می توان در دنیای مجازی نامی را برای خود انتخاب کرد، من هم این نام را برای خودم انتخاب کردم.

    پاسخ دادنحذف