یک از تلویزیون توی حال صدای آهنگ میاد ... آشناست ... می خواد برسه به جایی که هلن می خونه :
تو رو تو گریه می بوسم ... تو رو که غرق لبخندی... (اِ؟؟؟ از کی تا حالا اینجا ماهواره نصب کردن؟؟؟!!!)
بعد یهو صدای سخنرانی میاد ...
می رم ببینم چه شیر تو شیریه ... جشنواره ی فیلم کوتاه ... یه گزارش ... بعد دونه به دونه آهنگای هلن رو روش میکس کردن!!!! وقتی این خواننده می خواد بخونه اینا حرف می زنن ...
**********
دو این هفته امتحان دارم و آدم شدم!!!! دارم درس می خونم!!!! یعنی به صورتی که بشه باهاش نمره هم گرفت نه خیلی پراکنده خونی... یه عالمه هم تکلیف دارم ... یکی از رساله های افلاطون رو بیاد بخونم و تحلیلش کنم ... کار جالبی باید باشه... زبان خوندنم شروع کردم دوباره ، فقط باید جدی و مرتب باشه تا مثل این چند ماهه که نخوندم با دیدن متن انگلیسی دپرسین نگیرم!
**********
سه همه چی خیلی خوب و عالیه و همین عالی بودنش مشکوکم کرده! نه که تا حالا هیچ وقت اینجوری نبوده هی فکر می کنم که حتماً یه جای کار می لنگه که من نمی دونم! جنبه ی آرامش داشتن رو هم ندارم!!!! انگار حتما باید چیزی بهم فشار بیاره تا احساس کنم همه چی سر جاشه ...
**********
چهار بالاخره خوندن منِ او رو هم شروع کردم تا ببینم این درویش مصطفی کیه که اسما اسمشو گذاشته رو وبلاگش! و یا اصلا این درویش مصطفی ذهنش چپ گرد هست یا نه!
این رساله ی افلاطون رو تحلیل کردی بده تحلیل ات رو ببینیم.باید جالب باشه....
پاسخ دادنحذفمنم حس می کنم یه جای کار می لنگه.به قول تو عادت کردیم همیشه یه مشکلی وجود داشته باشه.به این میگن روحیه ی ایرانی.
ببین اصلا ادرس وبلاگ ام با عنوانش ربطی نداره ها....به هیچ وجه.چون عنوانش رو دوستم انتخاب کرده و ادرسش رو خودم.کاملا از دو منبع مختلف نشات می گیره...به هر حال امیدوارم از این رمان محبوب من خوشت بیاد....
چشم - رساله ی دوستی رو ازش انتخاب کردم - حتما واست می فرستم نتیجه رو عزیزم.
پاسخ دادنحذفآره بابا این روحیه ی ایرانی رو خوووووووووووووب اومدی
اون کتابم انشالله که می تمومم و نظرمرو میگم
همه چی آرومه! منم فعلا حس میکنم همه چی آرومه، باید به این آرامش امیدوار بود. ن.ن
پاسخ دادنحذفدکتر احمدی رئیس گروه فلسفه دانشگاه تبریز بود هفتسال پیش در پی پراکنده گردی های مشایهی که داشتی مجبورم کرد دوره آثار افلاطون را بخوانم(گاتری) و من گرسنه بودم و خواندم .....
پاسخ دادنحذفآخرش گفت چی یاد گرفتی؟ گفتم استاد من اول گفتم که افلاطون و ارسطو را حفظم
می ترسم بگم ناراخت شی گفت بگو:گفتم من 2 تا جمله بین این ده دوازده جلد یاد گرفتم بهم گفت یک جمله اش را هم زیاد یاد گرفته ای(1 جمله هم کافی بود!)
بابک